Mindscapes
دروغ هایت را بر صفحه روز حک می کنم
[برعکس فکر می کنم]
حواسم را بر هم می زند؛
سایه جانوری در اتاق من
و چشمان سبز[خاکستری]
ترس و لذت
و صدایی که گاه و بی گاه
خواب را از چشمان ام می دزدد
[ با ضربان تند قلب من]
از خواب پریده ای؟
روح ام را می آزارد؛
سایه جانوری در اتاق من
تردید، لذت
[ همه را فروخته ای؟]
خاطراتم را؛
افکار برعکس ام را
از خواب پریده ای
[ اینجا چه سرد است]
گاه و بی گاه
ذهنم را می جنباند؛
سایه جانوری در اتاق من
هستی ات
[دروغ هایت]
همه آنچه فراموش شدنی است
و تمام نانوشته ها
[ به اعتبار افول ترس ها]
بخشوده می شوند
و اشکال حک شده بر صفحات روز
و افکار بر عکس و پشتو رو
باقی می مانند
و سایه جانوری در اتاق من
که گاه و بی گاه
نگاه ام را به بازی می گیرد
عمید، تیر86
Tuesday, April 6, 2010
Mindscapes
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

1 comment:
J'ai bien aimé :D
Post a Comment