اين آخرين روز هاي تابستان يكي از بهترين سال ها
بهترين سال هاي زندگي ما
بهتر از بزرگي سال هاي شصت
بهتر از بي خيالي سال هاي هفتاد
بهتر از اضطراب اوايل سال هاي هشتاد
و حالا هشتاد
هشتاد ... هشتاد ...هشتاد
...
روي ميزم
روي ميزم
سر رسيد هاي سال هاي پيش روي هم تميز و دست نخورده اند...
اما حالا
بهانه اي براي باز ايستادن نيست
چرا كه قلم مايكرو سافت ورد آفيس 2007 انگار كه هيچ گاه خشك نمي شود
اوووه ... اينجا پر است از عكس ، فيلم ، نقاشي ، سبز
گاسيپ هاي رنگارنگ
اينجا پر است از خنده ، استهزاء و ... دور همي
و عكس هاي دست جمعي
با آنها كه رفته اند
با آنها كه مي روند
با آنها كه در حال رفتن اند
با آنها كه پشت گيت منتظر اند
مي خوانند caffe crème با آنها كه
بخوانندcaffe crème با آنها كه مي خواهند
با آنها كه هيچوقت نخواهم خواند
من با همه عكس دسته جمعي گرفته ام
و حتي عكس هاي تكي
و حتي عكس هاي بدون آدم
با آدم هاي بدون عكس
بدون عنوان
بدون عنوان
با نقاشي كه زير تابلو اش نوشته بود" بدون عنوان
با بدون عنواني كه نقاش بود ... اما هيچ وقت نقاش نشد ... چون بدون عنوان بود
من با همه عكس گرفته ام
با دوستي كه كچلي اش را در عكس خوب پو شانده بود
با دختري كه مو هايش را پو شانده بود
با استادي كه مدرك هايش را قايم كرده بود
با همسفري كه سيگارش را قايم كرده بود
با هم كلاسي كه غايب بود
با همكاري كه در وقت ناهار گريه مي كرد
با هنرمندي كه كيا رستمي نبود
با بازيگري كه ديدن اش ممنوع بود
با رئيس جمهوري كه فيلتر بود
با كاربري كه فيلتر شكن نداشت
با پدري كه خواب بود
با پدر بزرگي كه بزرگ تر بود
با رفيقي كه چمدانش پر بود از زرشك و لپه و نان لواش و نصرالله كسرائيان
و با معشوقه اي با دماغ عمل كرده و ... بي تفاوتي
و با مردمي كه ديگر نبودند
...
...
من با همه عكس دسته جمعي گرفته ام
بهترين سال هاي زندگي ما را ثبت كرده ام
بهترين سال هاي زندگي ما را ثبت كرده ام
ع. ر 21 شهريور88

2 comments:
با بسیجی ای که پشت پنجره اش پنهان شده بود، دوربین به دست، تا از عکس های دسته جمعی ما عکس بگیرد
:)
عالی
Post a Comment